X
تبلیغات
هدهد4 - مقاله ی اجزای جمله

هدهد4

مجموعه ای اززبان وادبیات

مقاله ی اجزای جمله

آموزش و پرورش منطقه چهارتهران 

دبیرستان تربیت

 

موضوع تحقیق

بررسی جمله ساده و اجزای آن

 

 

                                                   پروین کوشکی

                                                    آذر ماه 1390

 

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

چکیده

جمله  بزرگترین واحد زبانی است که دربیان و انتقال خواستها ،عواطف ونظرات ما نقش اصلی را ایفا می نماید و سخن گفتن ما نیز به این وسیله است .بیان ساختار ،اجزا ،اقسام و  انواع آن ضرورتی است که هرگوینده را به  آن حاجتی است که به صرافت کلام او کمک و وثاقت بیان او را تضمین می نماید. دراین وجیزه به منظور شناخت بهتر جمله ،نقش کلمات در جمله،انواع جملات (جمله ناگذر و گذرا)، نقش افعال در جمله و چالش ها و راهکارها مورد تدقیق و بررسی قرار گرفته اند تا شاید در تقویت مهارت زبانی مؤثر افتد.

کلید واژه ها:جمله،فعل،گذرا،ناگذر،متمم ،گروه اسمی

 

مقدمه :

زبان از مهمترین مؤلفه های حفظ فرهنگ و سنت هر ملتی است که کارگزاران واندیشمندان هر قوم اهتمام لازم را به حفظ زبان و خط بکار می بندند .حفظ زبان اگر چه اقداماتی مانند حراست از آسیب های بیرونی مانند عدم ورود کلمات بیگانه و نامأنوس را می طلبد اما شناخت نسبت به گزاره ها و جملات هر زبان می تواند در میان نخبگان و عامه مردم سنگر حفظ زبانی را مستحکم نماید .از این رو اشراف به قواعد درست نوشتن و درست بیان کردن می تواند مهارت های زبانی را تقویت نماید.این در حالی است که د رکتب درسی اکنون مشکلاتی دراین خصوص وجود دارد که اسلوب یادگیری را ممکن است با مشکل مواجه نماید از جمله این معضلات عدم تشریح کافی در خصوص برخی مؤلفه های جمله است که  ممکن است آموزگاران را در فرایند یاد دهی با چالش مواجه نماید .بااین انگیزه دراین مقاله تلاش می گردد که با بهره گیری از منابع مختلف شناخت لازم از جمله به خواننده ارائه شود.  

 

 

 

 

 

 

 

بخش اول

جمله وانواع آن

 

تعریف جمله:

جمله در کتب دستور زبان فارسی دارای تعاریف مختلفی است که عموم این تعاریف قابل استفاده می باشند اما در مقایسه صورت گرفته شاید بهترین مورد دراین خصوص تعریف زیر می باشد:

جمله صور تی است از زبان که دارای آهنگی خاص ودرنگی پایانی و معنایی کامل باشد و در ساختمان صورت زبانی وسیع تری به کارنرود (فرشیدورد, جمله و تحول آن در زبان فارسی 1375, 85)

پس از آشنایی با تعریفی مانع و جامع آشنایی با اقسام جمله ضروری می باشد.

اقسام جمله:

- جمله فعلی

- جمله بی فعل

جمله فعلی خود دارای انواعی اس که  به جمله زیر تقسیم می شود :

1.       عادی :آنست که گسترده یا فشرده نباشد

2.       کوتاه : که یکی از عناصر ساخت آن حذف شده باشد.مثل :پاینده ایران.

3.       گسترده : آنست که علاوه بر عناصر اصلی گسترده هم باشد،عناصر گسترده عبارتنداز :وابسته ها ،همسانها،قید،متمم،صفت،عدد و شاخص. (فرشیدورد, جمله و تحول آن در زبان فارسی 1375, 88)

درمیان مؤلفه های جمله گسترده واژۀ "همسانها" نسبت به سایر موارد غامض تر می باشد و درکتب درسی دانش آموزان با عناوین زیر بیان شده است :

همپایه ،بدل،تأکید  و تفسیر.

بدل:برادر من هوشنگ.

همپایگی :فریدون و فرهاد.

تأکیدی :فریدون فریدون.

تفسیری:دشت یعنی صحرا دیدنی است . (فرشیدورد, گفتارهایی در بارۀ دستور زبان فارسی 1375, 111)

بدل: به منظور صرافت بیشردر جمله گاهی از بدل استفاده می شود ،لذا اگر چه بدل از اجزا اصلی جمله محسوب نمی شود ناگزیریم به اختصار آنرا ذکر نمائیم[1].

تعریف بدل: بدل گروه اسمی یا اسمی است غیر مکرر و توأم با درنگ خاص که با اسم یا گروه اسمی دیگری به نام بدل دار دارای یک مرجع و یک نقش واحد دستوری است و حذف آن خللی به ساختمان جمله وارد نمی سازد .بدل غالبا به  شغل ،لقب ،کنیه،مقام، اسم خاص ویا یکی دیگر از خصوصیات اسم دلالت می کند،وبرای توصیف ،تأکید یا رفع ابهام می آید . (فرشیدورد, گفتارهایی در بارۀ دستور زبان فارسی 1375, 232)

لازم به ذکر است که دانش آموزان ممکن است بدل را از  صفت و مضاف الیه تشخیص ندهند لذا تمیز بین این دو ضروری می باشد.

فرق بدل با صفت و مضاف الیه

فرق بدل با صفت این است که موصوف با کسره به صفت اضافه می شود ولی مبدل منه با کسره به بدل اضافه نمی شود.

فرق بدل با مضاف الیه این است که مضاف با کسره به مضاف الیه اضافه می شود اما بدل با کسره اضافه نمی شود .مضاف و مضاف الیه دو موجود مستقل اند درحالی که بدل و مبدل منه یکی هستند . (احمدی گیوی،انوری 1370, 131)

 

 

 

 

 

 

بخش دوم

اجزا جمله

اجزای جمله

جمله دارای اجزا مختلفی است که تشخیص اجزا اصلی در شناخت جمله مهم می باشند زیرا نقش و ارزش همه اجزا همانند نیستند لذا بررسی واجزای اصلی جمله ضروری می نماید .از این رواجزا جمله  رافقط در نقش های اصلی می جوییم :

1.       نهاد

2.       فعل

3.       مفعول

4.       متمم فعلی

5.       مسند

جمله مستقل ساده حداقل دو جز دارد و حداکثر چهار جز.برای یافتن اجزا جمله باید پنج نقش اصلی را بیابیم .

فعل های ناگذر:

فعل ناگذر فعلی است که بی مفعول معنی  جمله را تمام کند یا به سخن دیگر به مفعول نیازی نداشته باشد،فعل ناگذر           (لازم )نامیده می شود (احمدی گیوی،انوری 1370, 61)

تعدادی از فعل ناگذر عبارتند از :آسودن – ایستادن – پوسیدن – پریدن – ترکیدن –جنبیدن – جوشیدن – خوابیدن –درخشیدن – دویدن و…

کتاب درسی چهار فعل افتادن ،آمدن ،رفتن،و ماندن را ناگذر و دو جزیی معرفی کرده است.فعل ماند چند وجهی است ،یعنی می تواند سه جزیی مسند دار هم بسازد .مثال :زهره تنها ماند . (براری 1388, 230)

تذکر :اگر فعل های ناگذر باتکواژ گذرا ساز "ان" گذرا شود به سه جزئی گذرا به مفعول تبدیل می شود.

مثال: پرنده پرید :ناگذر

من پرنده را پراندم :گذرا به مفعول.

فعل گذرا: فعل گذرا فعلی است که بی مفعول معنی خود را تمام نمی کند یا به سخن دیگر فعلی که به مفعول نیاز داردتا معنی خود را تمام کند.

 جمله سه جزیی گذرا به مفعول:

مفعول اسمی است که به همراه فعل متعدی می آید و کاربر آن واقع می شود.و معنی جمله راتمام می کند.تمام جمله ها نهاد و فعل رادارند حالا اگر جمله ای یکی از نقش های مفعول ،مسند و متمم فعل را داشته باشد سه جزیی است (احمدی گیوی،انوری 1370, 115)

برای تشخیص مفعول علامت هایی وجود دارد که به آنها پرداخته می شود:

علامت مفعول :مفعول به چهار صورت می آید، 1- همراه "را " :علی را دیدم  2- همراه "ی" و آن وقتی است که مفعول نکره باشد:مردی دیدم 3- با "را"  و  "ی": اتوبوس مردی را زیر گرفت 4-بدون "را " و"ی" : حمید کتاب خرید ، دراین صورت بیان جنس می کند.

مفعول ممکن است ضمیر یا جانشین اسم باشد، او را دیدم ،دانشمندی را دیدم (احمدی گیوی،انوری 1370, 115و116)

تعدادی از فعل های ساده گذرا به مفعول :آزمودن ،انداختن ،پوشیدن ،توانستن،فرستادن،فهمیدن ، نوشیدن،بخشودن.

تعدادی از فعل های پیشوندی گذرا به مفعول :برافراشتن ،برانداختن،برگزیدن،بازآفریدن.

تعدادی ازفعل های مرکب گذرا به مفعول:آب کشیدن،انجام دادن ،باقی گذاشتن ،زیرگرفتن ،فراموش کردن. (براری 1388, 235)

نکته :هرجا جمله ا ی مجهول شود نهاد جمله معلوم حذف می شود و مفعول جمله جای آن را می گیرد و یک جز از اجزا اصلی جمله کم می شود.مثال :من غذا را خوردم :سه جزیی گذرا به مفعول – غذاخورده شد:ناگذر.

جمله سه جزیی گذرا به متمم:

متمم گروه اسمی یا اسمی است که معمولا به وسیله حرف اضافه (متمم ساز )چیزی به معنی کلمه دیگر می افزاید و خود اقسامی دارد که عبارتند از :1- متمم فعل 2- متمم اسم 3- متمم قید 4- متمم صفت    5-متمم صوت . (فرشیدورد, گفتارهایی در بارۀ دستور زبان فارسی 1375, 54)

متمم فعل :فعل جمله با حرف اضافه مخصوص به آن متمم نیاز دارد ،نام دیگر متمم فعل ،متمم اجباری است.

تعدادی از فعل های سادۀ گذرا به متمم با نقش نمای …از : ترسیدن ،رنجیدن ،گریختن،هراسیدن، رستن.

تعدادی از فعل های پیشوندی :باز ایستادن ،بازماندن،در رفتن .

تعدادی از فعل های مرکب :بالارفتن ،دل کندن،سرزدن،یکه خوردن.

تعدادی فعل های گذرا به متمم با نقش نمای به …:

فعل های ساده :انجامیدن ،برآزیدن ،چسبیدن،نازیدن.

فعل های پیشوندی:بازگشتن،برخوردن ،برگشتن.

فعل های مرکب :پی بردن،خوگرفتن،گوش کردن.

متمم اسم:

  کلمه ای غیر از فعل با حرف اضافۀ مخصوص به آن متمم نیاز دارد .مثال:مصاحبه با ،متمم اسم تمام کننده اسم است و اسم هایی که به متمم اسم نیاز دارند معمولا به تنهایی نقص معنایی دارند .اسم ومتمم اسم جمعا د ریک جزاز اجزای اصلی جمله واقع می شوند  و به همین خاطر آمدنش در نمودار الزامی است . (براری 1388, 240)

متمم قیدی:

گروه اسمی یا اسمی است که یاری حرف اضافه نقش قید را بازی می کند یعنی چیزی به معنی فعل بیافزاید.تفاوت آن باقید آن است که قید حرف اضافه ندارد ،متمم های قیدی را مانند قیود می توان از لحاظ معنی به اقسامی تقسیم کرد:

1.       مکان :من در خانه ماندم

2.       زمان :گیاهان در بهار می رویند

3.       کیفیت وحالت: او در خوبی نظیر ندارد

4.       علت :به علت بیماری به مدرسه نرفتم

5.       مقصود:من برای خرید به بازار رفتم

6.       ابزار و وسیله: پسرم نامه اش را با مداد نوشت

7.       جنس: شمشیر از آهن ساخته می شود

8.       تبرک :بنام خدا کاررا شروع می کنم

همراهی با او به اصفهان رفتم . (فرشیدورد, گفتارهایی در بارۀ دستور زبان فارسی 1375, 54و 55)

جملات سه جزیی  گذرا به مسند:

افعالی ربطی افعالی هستند که ظاهرا معنای خاصی ندارند و ارتباط دهندۀ مسندبه نهاد هستند.مثال :هواسرد گشت.

فعل ربطی: بودن و جانشینانش :بود ، باش ، هست ،نیست .

شدن و جانشینانش: گشتن د رمعنی شدن، به نظر رسیدن ،به نظر آمدن و نمودن، نام داشتن ،ماندن(اگر به جای صورت مجهول گذاشتن به کار رود)مثال: در کلاس بازمانده بود(به جای گذاشته شده بود)

 نکته: فعل یاد شده همیشه ناقص وربطی نستند و گاهی تامند ،آنجا که بودن به معنای وجود داشتن و یا شدن ،به معنی آمدن است فعل تام است . (فرشیدورد, جمله و تحول آن در زبان فارسی 1375)

 

بهترین روش یافتن مسند:

برای یافتن مسند از فرمول زیر استفاده می شود :

ابتدا فعل ربطی شناسایی می شود ،آن گاه چه چیز + فعل ربطی ؟

جمله سه جزیی اسنادی متممی:گاهی گروه متممی به جای مسند می نشیند،دراین حالت جمله سه جزیی مسند دار است.مثال :این پارچه از ابریشم است ،به جای این ،پارچه ابریشمی است .

توجه داشته باشید "ازابریشم" مجموعا مسند است نه "ابریشم". چرا که ابریشم متمم است و هیچ گاه یک کلمه در جمله دو نقش نمی گیرد.

فعل های چند وجهی که دریک حالت گذرابه مسند هستند

گشتن:گذرا به مسند ،درمعنای شد :روابط ما تیره و تارگشت.

گذرا به مفعول ،در معنای جستجو کردن:پارک را خوب گردید.

ناگذر درمعنای چرخیدن:امورات زندگی نمی گردد.

ماندن :گذرا به مسند درمعنای مجهول گذاشتن:ما تنها خواهیم ماند.

گذرا به متمم در معنای گیر کردن:من لای صخره مانده بودم.

نمودن:گذرا به مسند در معنای به نظر رسیدن:افکار او درست می نماید.

گذرا به مفعول درمعنای انجام دادن:او به من کمک نمود.

گذرا به مفعول و متمم در معنای نشان دادن : او در مدرسه خودش را مظلوم می نمود.

گذرا به مفعول و مسند در معنای گرداندن:او به سرعت اطاق های آلود را پاک نمود.

گذرا به متمم و مسند درمعنای وانمود کردن: احمد خود را به مردم معتمد می نمایاند.

 

جملات چهار جزیی:

برخی از جملات با وجود داشتن مفعول معنای جمله کامل نیست لذا علاوه برمفعول نیازبه مسند یا متمم ویا مفعول دارند .این جملات عبارتند از :

1.       جملات چهار جزیی گذرا به مفعول و مسند. تعدادی از افعال گذرا به مفعول و مسند:

گردانیدن و هم معنی آنها :نمودن ،کردن ، ساختن.

نامیدن و هم معنی آنها :خواندن ،گفتن ،صدا زدن.

شمردن و فعل های هم معنی آنها: به شمار آوردن ،به حساب آوردن.

پنداشتن وفعل های هم معنی آنها:دیدن ،دانستن،یافتن.

اعلام کردن در معنای به شمار آوردن:اگر درمعنای آگاهی رساندن باشند ،سه جزیی گذرا به مفعول می سازد.

خواندن درمعنای نامیدن، در معنای دعوت کردن :سه جزیی گذرا به مفعول .

دانستن در معنای پنداشتن:در معنای آگاه بود ن گذرا به مفعول.

ساختن در معنای گردانیدن :درمعنای بنا کردن ،گذرا به مفعول در معنای سازش کردن گذرا به متمم.

گفتن درمعنای نامیدن :درمعنای به زبان آوردن و سرودن ،سه جزیی مفعول دار.

 

2.       جملات گذرا به دو مفعول

درجملات دو مفعولی به دو مفعول گیر می دهد :مریم روی دفترم خط کشید، که دفترم و خط مفعول جمله می باشند.

مشهورترین فعل های دو مفعولی:بخشیدن ، دادن،زدن،کردن،کشیدن.

بخشیدن :رکورد اقتصادی نزول قیمت را در جهان سرعت بخشید.

فعل بخشیدن به معنی دادن ،چهار جزیی گذرا به مفعول و متمم:او تمام دارایی اش را به فقرا بخشید .

فعل بخشیدن در معنای بخشودن و عفو کردن ،سه جزیی گذرا به مفعول :او را بخشیدم .

دادن:درکلاس دستور دکتر انوری سؤال های ما را پاسخ داد.

درمعنای عطا کرد ن و منتقل کردن ،گذرا به مفعول متمم:من نامه های رسیده را به منشی دادم.

زدن: در معنی دزدیدن و کتک خوردن گذرا به مفعول :هم او را زدند هم جیبش را.

کردن:بخاطر کار زشتم پدر مرا تنبه کرد.

درمعنی انجام دادن،سه جزیی گذرا به مفعول ،از مردم نظر سنجی کرد،به معنی گردانیدن:دانش آموزان را از آفت ها آگاه می  کنیم .

کشیدن : دور میدان شهر را دیوار کشید.

درمعنی استنشاق کردن گذرا به مفعول :سیگار می کشید،

بیرون آوردن:او از چاه آب کشیده است.

1)      جملات چهار جزیی گذرا به مفعوم  و متمم: همراه این فعل ها علاوه بر حرف نشانۀ را یک حرف اضافۀ اختصاصی نیز می آید.تعداد از این فعل ها عبارتند از:آموختن،آویختن،افزودن،پرداختن، …به.

آمیختن ،سنجیدن …با

پرسیدن ،خریدن،دزدیدن،شنیدن…از

گنجاندن…در

2)      جملات چهار جزیی گذرا به متمم و مسند:

کاربرد اینگونه جملات اندک است ،یعنی فعل ساده گفتن و فعل مرکب لقب دادن این ویژگی را دارد.

لقب دادن  :    گذرا به متمم و مسند :مردم به او جغد شب لقب دادند.

                   گذرا به مفعول و مسند:مردم او را خفاش شب لقب دادند.

گفتن :گذرا به متمم و مسند :بچه محل به پیره مرد زال می گفتند.

       گذرا به مفعول و مسند :درایران کسانی را که نابینا هستند روشندل می گویند.

      گذرا به مفعول و متمم: نخست وزیر ترکیه اعتراض شدید خود را به اسرائیل گفت .

      گذرا به مفعول :باید داستان را گفت.

 

 

 

 

بخش سوم

جملات استثنایی

جمله های استثنایی:

یکی از موارد اقتصاد زبانی و کم کوشی ،کاربرد جمله های استثنایی است .ژرف ساخت جمله های استثنایی غالبا جمله های سه جزیی اسنادی است مثلا :سلام که یک جمله یک جزیی بدون فعل ا ست در اصل : سلام بر شما باد ، بوده است.با توقف ممنوع یک جمله دوجزیی بی فعل است ، که در اصل :توقف ممنوع است، بوده ا ست. (براری 1388, 268)

این حذفیات در جمله معمولا بنا بر عرف زبان است و یا به  قرینه لفظی و معنوی .

اول عرف زبان: که بررعایت اختصار یا به حکم ساختمان جمله است و یا به هر دلیل دیگری مثل:مرگ برخائنان .خداحافظ.

مواردی ازاین قبیل :

1.       درتعاریف دعا ونفرین و امثال آنها :صبح بخیر، مخلص شما ،زیارت قبول.

2.       اصطلاحات نظامی ،ورزشی،علائم رانندگی و امثال آنها:خبردار،توقف ممنوع.

3.       برخی از ضرب المثل ها: سرپیری و معرکه گیری،چاردیواری و اختیاری.

4.       جمله هایی که با ضمیر پرسشی کو همراه هستند:حسین کو.

5.       برخی از جمله های تعجبی :چه عجب،چه حرفها. (احمدی گیوی،انوری 1370, 54-253)

6.       امر :ساکت ،خاموش

7.       هنگامی که کلمه اشاری درجمله باشد:این هم هوشنگ.

8.       در موارد اختصاربرنامه ها:ساعت 12 برنامه کودک.

9.       عاطفی :خوشا به حالت . (فرشیدورد, گفتارهایی در بارۀ دستور زبان فارسی 1375, 163)

انواع جمله بی فعل

جمله یک جزیی بی فعل (یک گروه اسمی):سلام ،سلامت ،به امید دیدار.

جمله دو جزیی بی فعل (گروه اسمی +گروه اسمی ):عیدتان مبار،مرحمت شما زیاد.

نمودار دو جزیی از دو شاخه(مفاد +گزاره)از گروه اسمی تشکیل شده است.

توجه:اگر در ساختمان این گونه جملات فعل به کار رود دیگر سه جزیی اسنادی است و استثنایی نیست :سیگار کشیدن ممنوع .

جمله سه جزیی بی فعل:گروه اسمی + یعنی (معادل فعل)+گروه اسمی.

زندگی یعنی عقیده .واژۀ یعنی کار فعل را انجام می دهد و بین نهاد و گزاره ارتباط بر قرار می کند بنابراین د رچنین جمله هایی واژه یعنی   معادل فعل است .

 

 

شیوه عادی:این شیوه ناظر به رعایت ترتیب اجزای جمله است ،گاهی این شیوه را علمی ،ارجاعی اطلاعاتی یا خبری می نامند .فرایندی است که در آن شیوه ی بیان، جلب نظر نمی کند.

  شیوه بلاغی:گریز از هنجارعادی زبان است که گاهی ترتیب اجزای جمله در آن رعایت نمی شود و آنچه اهمیت ویژه می یابد پیام جمله است ،به همین علت آن را ادبی ،عاطفی ،انشایی و درونی می نامند.(راهنمای تدریس معلمان(زبان فارسی3)

ویژگی شیوه بلاغی:

پیش از آنکه دستوری باشد به سبک نویسنده بستگی دارد و کاربردی ادبی می یابد.جای اجزای جمله به تناسب حالات عاطفی تغییر می کند و بار معنایی خاص می یابد،گیرایی و اثربخشی کلام بیشتر می شود. .(راهنمای تدریس معلمان(زبان فارسی3)

چالش ها:

  1. دانش آموزان در تشخیص جملات چهار جزیی گذرا به مفعول و مسند و مفعول اول و مفعول دوم با مشکلات روبرو هستند.
  2. در تشخیص انواع متمم ها (متمم اجباری ،اختیاری و متمم اسم ).بیشترین مشکل دانش آموزان با جملات ناآشنایی آنان با متمم اسم است یا اینکه فعل را به درستی تشخیص نمی دهند برای حل این مشکل باید انواع متمم و ساختمان فعل را توضیح داد.
  3. از دیگر مشکلات موجود ،مقوله بدل می باشد که جز درس می باشد اماتوضیحات لازم در خصوص آن نیامده و در در سهای بعدی تشریح گردیده است.
  4. جملات استثنایی فاقد توضیحات کافی می باشند،که در این مقاله به تفصیل به آن پرداخته شده است.
راه کارها:

برای تشخیص جملات چهار جزیی گذرا به مفعول و مسند از مفعول اول و مفعول دوم راه های زیر وجود دارد:

  1. در جملات گذرا به دومفعول ،می تواند به چهار جزیی گذرا به مفعول و متمم تبدیل شود.مثال:مادر کودک را غذا داد =مادر به کودک غذا را داد.
  2. در حملات چهار جزیی گذرا به مفعول و مسند به راحتی به جملات سه جزیی گذرا به مسند تبدیل می شوند مثال:مردم ایران حافظ را لسان الغیب می نامند=حافظ لسان الغیب است.
  3. جملات گذرا به مفعول و مسند دارای افعال خاصی می باشد که با در نظر گرفتن این افعال می توان به راحتی آن را از مفعول اول و دوم تشخیص داد .(دراین مقاله این افعال ذکر گردیده اند).
  4. د رجملات چهار جزیی گذرا به مفعول ومسند ،مفعول و مسند یک چیز هستند:حافظ همان لسان الغیب است ،اما د رجملات مفعول اول و دوم ،یک چیز نیستند.مثال :او فقرا را لباس پوشانید،که فقرا و لباس یک چیز نیستند.
  5. جملات گذرا به دو مفعول در اصل گذرا به مفعول هستند.

 

تشخیص متمم فعلی از قیدی

1.       متمم های قید قابل حذف می باشند اما متمم های فعلی قابل حذف نمی باشند و یکی از اجزا اصلی گزاره به حساب می آید.

2.       در هر جمله تنها یک متمم فعل وجود دارد اما متمم های قیدی می تواند یک یک چند متمم به کار رود.

3.       متمم های فعلی با حرف اضافۀ مخصوص به خود می آیند که پیشتر افعال تشریح گرده اند.

 

سؤالات مفهومی:

1)      کدام گزینه دو جزیی است:

‌أ.         ما این رااز گذشته به ارث می بریم

‌ب.     در برابر مجازاتش خواهیم ایستاد

‌ج.       امروز چهره شیلی بزرگ شده است

‌د.        ایران به دانشمندان خود می نازد

2)      با توجه به  جمله "او مرا از خواب بیدار کرد " کدام گزینه درست است:

‌أ)        جمله چهار جزیی است

‌ب)    یکی از اجزا جمله متمم است

‌ج)      فعل جمله نیاز به مفعول ندارد

‌د)      فعل جمله مرکب است.

3)      کدام گزینه جمله چهار جزیی دومفعولی است:

‌أ)        باران هوا را سرد گردانید

‌ب)    مادر کودک را غذا داد

‌ج)     حافظ خودش را رند می داند

‌د)       تهمینه پسرش را سهراب نامید

1)      نمودار درختی عبارت ،سرایندۀ شعر وصفی به یاری تخیل سازنده و قوی  خود به عناصر بی جان طبیعت پرندگان ،گلها،و دیگر موجودات ،احساس و صفت بشری می بخشد.

2)      با رسم نمودار اجزا اصلی جمله زیر را بنویسید:

مردم جامعه ،وی را همطراز بزرگان عصر حاضر می دانند.

3)      کدام گزینه از مقولۀ جمله های استثنایی نیست :

‌أ)        موفقیت یعنی اراده

‌ب)    عیدتان مبارک باد

‌ج)      صبح بخیر

‌د)       دو پنج تا ده تا

4)      کدام مورد جمله سه جزیی بی فعل است:

‌أ)        کار و خلاقیت و سازندگی است

‌ب)    شب شما خوش

‌ج)      زندگی یعنی عقیده و جهاد

‌د)       سیگار کشیدن ممنوع است

5)      درکدام گزینه مسند بر نهادمقدم شده ا ست:

‌أ)        چو بیند که بالین من هست خشت

‌ب)    بی ادب محروم ماند از لطف حق

‌ج)      زنده جان بشر از حکمت و پند تو بود

‌د)       گرگ را برکند سر آن سرفراز

6)      انواع متمم را در جمله زیر مشخص کنید:

‌أ) علاقه او به مطالعه تحسین برانگیز است

‌ب)       اطراف حیاط مدرسه به شکل زیبایی گل کاری شده بود

‌ج)         نیلوفر گلبرک های لطیف خود را به باد سپرد

‌د)          ایرانیان با ادبیات ارزشمند خود به فرهنگ بیگانگان می تازند

7)      با توجه به عبارات زیر به سؤالات داده شده پاسخ دهید:

شاعر پر آوازه شیراز ،حافظ ،با بیان مضامین عاشقانه – عارفانه –مارا از توجه به ظواهر دنیوی رهانده است.

‌أ) نمودارمناسب جمله فوق رارسم کنید و جمله را در نمودار قرار دهید

‌ب)       کدام گروه ازجمله فوق قابل حذف است چرا؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

احمدی گیوی،انوری, حسن،حسن. دستورزبان فارسی 1. جلد 1. تهران: فاطمی, 1370.

براری, عباس. زبان فارسی 3. تهران: خیلی سبز, 1388.

راهنمای تدریس معلمان.

فرشیدورد, خسرو. جمله و تحول آن در زبان فارسی. تهران: امیرکبیر, 1375.

—. گفتارهایی در بارۀ دستور زبان فارسی. تهران: امیرکبیر, 1375.

 

در مطالعه و بررسی متن این مقاله به نوعی از منابع زیر نیزاستفاده شده است:

مجله رشد شماره 1 دوره 25

زبان و ادبیات فارسی3(شاخه نظری به استثنای رشته ادبیات و علوم انسانی)

زبان وادبیات 2 (نظری ،فنی و حرفه ای،کاردانش)

ناتل خانلری  پرویز،دستور تاریخی زبان فارسی ،چاپ اول،انتشارت توس1373



[1] - در کتاب زبان فارسی 3 درس نهم مثال ذکر شده در نمودار جمله ساده دارای بدل می باشد در حالی که دراین درس اشاره به تعریف بدل نشده  و این موضوع برای دانش آموزان ابهام آور است و مؤلفین توضحات بدل را در سیزدهم ذکر کرده اند .

[ پنجشنبه 24 آذر1390 ] [ 21:18 ] [ گروه آموزشی ادبیات 4 ] [ ]